
108.0داستان نامه بردن ما در خیالهای خام هم داستانی شده سپردیم به گره های یک نخ به پای یک کبوتری که برود در راه رفتنش شکار گرگهای دو پا شد سپردیم یک شبی به ستارهxa0یک کهکشان آمد جلو و ستاره راهش را گم کرد سپردیم به ابر رعدی زد و باریدxa0 و نامه را خیس بر زمین انداخت سپردیم به یک بطری خالی درون اقیانوس آرزو . .xa0 . حالا نشته ام دم ساحل که جوابش را بگیرم / ******پی نوشت : شب ارزوهایت مبارک. چه شب زیبایی است. ...
ادامه مطلب