سعدی عزیزم
برادر بزرگوارم ، سعدی جان
دلواپسی هایت، از عطر کاکل کاج ها
تا زمزمه ی زلال حوضی پر از ماهی را در بغچه ای پیچیده ام و به باد می آویزم
شاید این تخت ها که قد کشیده اند وسعت شانه های زخمی مردمان روزگار را ،
شاید .... درخت می شدند
اگر شبی از بوستان تو ورق می خوردند و بی بوی نام، نان وزن به صبح می رسیدند.
شاید ...
ما را در سایت مجتبی سلیمانی دنبال میکنید
برچسب: روز های دلتنگی, نویسنده: بازدید: 6